آروشاآروشا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 7 روز سن داره
آرشینآرشین، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 10 روز سن داره

مادرانه ای برای دخترم

تولد تولد تولدت مبارک

1393/2/19 10:25
213 بازدید
اشتراک گذاری

نگاهت را قاب می گیرم ، در پس آن لبخند

 که به من. شور و نشاط زندگی می بخشد

بهانه زندگیم تولدت مبارک

 

    پرنسس کوچولوی من، امروز روز تولدت و اولین روزی بود که بیشترین قدمهات رو برداشتی. امروز برای اولین بار از وسط پذیرایی تا در خروجی به تنهایی راه رفتی. نمی تونم برات توضیح بدم که دیدن این صحنه چقدر لذت بخش و هیجان انگیز بود. خودت هم کلی خوشحال و هیجان زده شده بودی. چه روزای قشنگی رو پیش رو داری! چه احساسات زیبایی درونت متولد میشه  و چه  دنیای متفاوتی در راهه! الهی همش به خیر و نیکی. بوس

 

    هفته گذشته با بابایی دو تا کیک گرفتیم و به خونه بابا جون و مامانی و بعد آقاجون و عزیزجون رفتیم. آقاجون و عزیزجون و عمه نسرین و بابا جون و مامانی و دایی سهیل و خاله سمیرا و خاله سوده همگی مارو شرمنده کردن و کادوهای خوشگلی به شما هدیه دادن. دست همگی درد نکنه. امیدوارم بتونیم زحماتشون رو جبران کنیم.

    عزیز دلم دلیل اینکه یک هفته زودتر تولدت رو جشن گرفتیم به خاطر این بود که من و بابایی تصمیم گرفتیم روز تولدت، سه تایی خونه خودمون باشیم. دیروز با بابایی رفتیم و به مناسبت تولد دختر گلمون، کیک و یه شمع زیبای صورتی به نشانه عدد یک گرفتیم. و اما شب تولدت...

 

    شب تولدت سه تایی تولد دختر کوچولوی نازمون رو جشن گرفتیم. بعد از انداختن کلی عکس و فیلم یادگاری، کیک رو جلوی خودت گذاشتیم که تنهایی بخوری. اولش به کیک توجهی نداشتی و مدام با سفره ای که به عنوان زیرانداز انداخته بودم بازی می کردی. بهمین خاطر شما رو آوردم و جلوی کیک گذاشتم. قیافت خیلی بامزه شده بود. فکر کنم داشتی با خودت فکر میکردی که من الان می تونم به این دست بزنم یا نه؟ بالاخره بعد از اینکه کمی از خامه کیک رو توی دهنت گذاشتم، یواش یواش شروع کردی به فتح کردن کیک تولدت. قربون اون دستای کوچولوت برم. محبت خیلی دختر خانومی بودی، کمی از کیک می خوردی و یکمی به پاهات می مالیدی. بعد از مدتی هم خسته شدی و چهاردست و پا اومدی سمت من تا بلندت کنم. در نهایت مجبور شدیم با همدیگه بریم حمام. خیلی شب خوبی بود و کلی به هممون خوش گذشت. آرام

 

آروشای عزیزم: امروز به تو فکر میکنم، به زمانی که چشم گشودی و آغوش زمان ضربان قلبش را با تو یکی کرد. عزیز دل مامان امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشی و 120 ساله بشی. بهارم تولدت مبارک. بوس

.

نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت:

پسرم یک بهار،تابستان،پاییز و زمستان را دیدی از این پس همه چیز جهان تکراریست جز مهربانی.

 

پسندها (4)

نظرات (3)

مامی الی
27 اردیبهشت 93 16:51
سیما جان کاش عکسای آروشا جونو میذاشتی با اون پاهای کوچولوی کیکیش. خدا براتون حفظش کنه، و شمارو برای آروشا خانم. تولدش مبارک انشااله تولد 120 سالگیش.
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
ممنون عزیزم، چشم حتما در اولین فرصت عکسای آروشا رو براتون میزارم. خدا همه پدر و مادر ها رو حفظ کنه و آریا جون هم زیر سایه پدر و مادر عزیزش بزرگ بشه. گل پسرم رو ببوس
مامان منصوره
28 اردیبهشت 93 13:46
ای جونم چه دختر نازی داری،خدا دختر نازتونو واستون ببخشه،خوشحال میشم به وب دخترم سر بزنید
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
سلام ممنون عزیزم خیلی لطف دارین. حتما باعث افتخاره.
مامان نيكا
29 اردیبهشت 93 17:21
Salam azizam aval az hame merc ke behemon sar zadi badesh inke tavaloode arosha jonamo tabrik migam omid varam 120 salegisho jashn begirid dokhtare golet mashalaaaaaa kheili naze harchi begam kam goftam fadaye on cheshmaye khoshgelesh vay on jomle az nima yoshijkheili ghashang bod aliiiii bod
✿مامان آروشا و آرشین✿
پاسخ
ممنون مامان نیکان گل، چشماتون قشنگ میبینه. این بچه ها همشون انقدر معصوم و ماهن که آدم دلش براشون ضعف میره.